اضطراب حتی در روزهای کودکی

والدین می دانند که هر کودک تا اندازه ای ترس و اضطراب در خود دارد. با این حال نمی دانند که این ترس و اضطراب از کجا سرچشمه می گیرد. آنها به دفعات سوال می کنند: چرا بچه من این قدر وحشت زده است؟ او که دلیلی برای ترس خود ندارد.

اضطراب حتی در روزهای کودکی

شاید مفید واقع شود که برخی از سرچشمه های اضطراب در کودکان را توصیف کنیم و چند راه برای غلبه بر اضطراب ارائه دهیم.

ترس از رها شدن یکی از سرچشمه های اضطراب

بزرگترین ترس کودک این است که والدین او را دوست نداشته باشند و رهایش کنند. چنانکه روانشناسی آن را بطور برجسته ای در کتاب – شرق بهشت- نشان می دهد:

بزرگترین وحشتی که یک کودک می تواند داشته باشد این است که دوست داشته نشود، و طرد شدن دوزخی است که از آن وحشت دارد … و طرد شدن خشم را با خود می آورد و خشم نوعی جنایت را که شکل انتقام دارد …

کودکی، که عشقی را که آرزویش بود، دریافت نکرد، گربه را با لگد می زند و احساس گناه پوشیده خود را پنهان می سازد. و یکی دیگر آن قدر می دزدد که پول محبوبش می سازد. و کودکی دیگر دنیا را فتح می کند و همیشه گناه و انتقام و گناه بیشتر.

هرگز نباید کودکی را با طرد کردن تهدید کرد. چه بعنوان شوخی و چه بعنوان خشم، نباید به کودک هشدار داد که طرد خواهد شد. بارها در خیابان یا در سوپر مارکت، از دور می شنویم که مادری خشمگین به کودک خود که وقتش را تلف کرده است جیغ زنان  می گوید: اگر همین الان نیایی اینجا ، همین جا ولت می کنم و می روم.

این نوع گفتار، ترس همیشه در کمین رها شدن را برخواهد انگیخت و کودک را بیش از پیش در خیال تنها رها شدن در دنیا فرو خواهد برد.زمانی که اتلاف وقت کردن کودک را نمی توانیم تحمل کنیم، بهتر است دستش را بگیریم و او را با خود بکشم تا اینکه با سخنان خود او را تهدید کنیم.

بعضی از کودکان اگر از مدرسه به خانه باز گردند و مادرشان را در خانه نیابند، به وحشت می افتند. اضطراب خاموش آنها از رها شدن خیلی زود بیدار می شود. بهتر است مادر با استفاده از یک یادداشت برای کودک پیغام بگذارد و جایی را که رفته است به    کود ک اطلاع بدهد.( در نظر داشته باشید که نوشته را در جایی قرار دهید که کودک یقینا متوجه آن بشود.)

هرگز نباید کودکی را با طرد کردن تهدید کرد. چه بعنوان شوخی و چه بعنوان خشم، نباید به کودک هشدار داد که طرد خواهد شد

هنگامی که فراز و نشیب های زندگی ما را به اجبار از کودکان خردسالمان جدا می کند، باید برای این جدایی زمینه سازی کرد. برای بعضی ازوالدین دشوار است به کودک بفهمانند که آنها برای عمل جراحی، تعطیلات، یا برای انجام وظیفه ای اجتماعی از خانه دور خواهند بود. آنها بخاطر ترسی که از عکس العمل کودکشان دارند، هنگام شب یا وقتی که کودکشان در مدرسه است، یواش از خانه خارج می شوند و یکی از خویشاوندان و یا یک پرستار بچه را در خانه می گذارند که موقعیت را برای کودکشان توضیح دهد.

اضطراب حتی در روزهای کودکی

اگر کودکان را از قبل برای دوری از مادر آماده سازیم آنها خواهند توانست که فشار ناشی از این جدایی را آسانتر تحمل کنند. آماده سازی پر محتوا به چیزی بیشتر از توضیحات لفظی پیش پا افتاده نیاز دارد. برای آنکه به آماده سازی پر محتوا جامه عمل بپوشانیم ، بایستی از طریق همان زبان مخصوص کودکان در بازی ها و دنیای اسباب بازی ها با آنها ارتباط برقرار کنیم.

اگر کودکان را از قبل برای دوری از مادر آماده سازیم آنها خواهند توانست که فشار ناشی از این جدایی را آسانتر تحمل کنند. آماده سازی پر محتوا به چیزی بیشتر از توضیحات لفظی پیش پا افتاده نیاز دارد. برای آنکه به آماده سازی پر محتوا جامه عمل بپوشانیم ، بایستی از طریق همان زبان مخصوص کودکان در بازی ها و دنیای اسباب بازی ها با آنها ارتباط برقرار کنیم.

اضطراب ناشی از احساس گناه

والدین، آگاهانه و نا آگاهانه در کودکان احساس گناه پدید می آورند. احساس گناه، همچون نمک، عنصری مفید برای آب و تاب دادن به زندگی است، ولی نباید جریان اصلی در زندگی باشد. وقتی کودک از یکی از اصول رفتار اجتماعی یا اخلاقی سرپیچی می کند، آن وقت جایی هم برای مذمت و احساس گناه وجود دارد. با این وجود، کودک وقتی از داشتن احساسات منفی یا افکار ناپسند منع می شود، به ناچار احساس گناه و اضطراب خیلی زیادی خواهد داشت.

برای مانع شدن از احساس گناه غیر ضروری، والدین همچون یک مکانیک خوب که با ماشین خراب سر و کار دارد، باید با سرپیچی ها و نا فرمانی های کودک برخورد کنند. مکانیک، صاحب ماشین را خجالت زده نمی کند. او چیزی را که باید تعمیر شود به صاحب ماشین می گوید. مکانیک از سر و صداهای عجیب و غریب ماشین انتقاد نمی کند، بلکه از آن سر و صداها برای پیدا کردن عیب ماشین استفاده می کند.

برای کودکان دلخوشی بزرگی است که در باطنشان بدانند واقعا آزادند آنطور که دوست دارند فکر کنند و در خطر از دست دادن محبت و موافقت والدینشان قرار نگیرند

برای کودکان دلخوشی بزرگی است که در باطنشان بدانند واقعا آزادند آنطور که دوست دارند فکر کنند و در خطر از دست دادن محبت و موافقت والدینشان قرار نگیرند، اظهاراتی نظیر آنچه در زیر آمده مفید واقع خواهد شد.

((تو یک جور احساس می کنی،اما من جور دیگر، ما درباره این موضوع احساسات متفاوتی داریم)) بنظرت می آید که نظرت درست است ولی نظر من این نیست. من به نظر تو احترام می گذارم، اما خودم نظر دیگری دارم.))

اختلاف بین پدر و مادر ، یکی دیگر از سرچشمه های اضطراب

وقتی والدین با هم نزاع می کنند کودکان مضطرب می شوند و احساس گناه می کنند برای این مضطرب می شوند که محیط خانه شان مورد تهدید واقع شده است و احساس گناه می کنند زیرا در این اختلاف خانوادگی نقشی واقعی یا خیالی داشته اند. حال قابل توجیه باشد یا نباشد، کودک احساس می کند که او سبب اختلاف بین پدر و مادر بوده است.

کودکان در جنگ داخلی ای که بین والدین روی می دهد، بی طرف نمی مانند، آنها یا جانب پدر را می گیرند یا جانب مادر را، عواقب این جنگ داخلی هم به رشد صفات شخصیتی کودک صدمه می رساند و هم به رشد جنسی روانی او. وقتی پسری پدرش را طرد می کند یا دختری مادرش را، ان پسر و دختر مدل مناسبی نخواهد داشت تا خود را با ان وفق بدهند.طرد شدن از طریق بیزاری نسبت به همانندی با صفات شخصیتی و نسبت به تقلید از رفتار والدین نشان داده می شود. وقتی پسری مادرش را طرد می کند، یا دختری پدرش را، آن دختر و پسر ممکن است با احساس ظن و خصومت نسبت به تمام اشخاص جنس مخالف بزرگ شود.

اضطراب ناشی از دخالت در فعالیت های بدنی کودک

امروزه در بیشتر خانواده ها کودکان خردسال به خاطر کمبود جا برای فعالیت های حرکتی دچار ناامیدی و یاس می شوند. آپارتمان های کم فضا و اسباب و اثاثیه گرانبها شدیدا مانع از بالا و پایین پریدن و این طرف و آن طرف دویدن کودک می شوند. این محدودیت ها معمولا در اغاز زندگی کودک شروع می شوند. به کودک اجازه نمی دهند که در کالسکه اش بایستد، به کودک نوپا اجازه نمی دهند که از پله ها بالا برود، یا نمی گذارند که در اتاق نشیمن بدود.

کودکان، که بخاطر این محدودیتها دچار نومیدی می شوند تنشی را در خوذد ذخیره می کنند که باعث پدید آمدن اضطراب می شود. کودکان خردسال نیاز دارند که تنش خود را با فعالیت های بدنی آزاد کنند. آنان به فضایی برای دویدن و به اشیای کافی برای بازی کردن نیاز دارند. آنان به یک اتاق یا حیاط احتیاج دارند تا آزادانه به فعالیت بپردازند و در عین حال از لحاظ روانی نیز آسایش داشته باشند.

منبع:tebyan.net

چگونه با کودک دروغگو رفتار کنیم؟

 

کودکان دروغگو,دروغگویی در کودکان

 


نباید کودکانمان را تحریک کنیم تا برای دفاع از خود دروغ بگویند.وقتی کودکان دروغ می گویند والدین از خشم برافروخته می شوند، به خصوص وقتی که دروغ آشکار است؛ مثلا شنیدن پافشاری کودک در اینکه به رنگ دست نزده است یا شکلات نخورده است، وقتی که صورت و پیراهنش خلاف گفته اش را می رساند برای والدین بسیار خشم آور است.

 

دروغ ها بیان کننده حقایق مربوط به امیدها و دلهره ها هستند، دروغ ها آشکارکننده آن چیزی هستند که فرد می خواهد انجام دهد یا باشد. واکنش کامل و پخته نسبت به یک دروغ بیشتر بایستی درک مفهوم آن دروغ را منعکس کند نه انکار مفهوم آن یا محکومیت فرد دروغ گو را.

 

ما از طریق اطلاعاتی که از دروغها کسب می کنیم می توانیم به کودک کمک کنیم تا واقعیت ها را از افکار پوچ و خیالی تشخیص بدهد. وقتی پسر بچه ای به ما خبر می دهد که برای عید، فیل زنده ای را به عنوان هدیه سال نو دریافت کرده، اگر پاسخ دهیم «تو دلت می خواست این طور بود یا تو دلت می خواهد یک فیل داشتی» مفیدتر نخواهد بود تا اینکه دروغگویی او را ثابت کنیم و دست به انکار گفته او بزنیم.

 

دروغ ها به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول دروغ هایی هستند که حقایق را بیان می کنند، گاهی اوقات کودکان به این دلیل دروغ می گویند که اجازه ندارند حقیقت را بر زبان بیاورند؛ وقتی کودک به مادرش می گوید که از برادرش متنفر است، مادر شاید او را به خاطر این حقیقت گویی تنبیه کند. اگر همین کودک در آن لحظه برگردد و آشکارا به دروغ اعتراف کند و بگوید که حالا دیگر برادرش را دوست دارد، مادرش شاید به او پاداش بدهد و او را محکم در آغوش بگیرد و ببوسد. با این تجربه کودک نتیجه می گیرد که انسان را به خاطر حقیقت گویی کتک می زنند!

 

دسته دوم دروغ هایی هستند که محرک داشته باشند، والدین نباید سؤالاتی از کودکان بکنند که کودک به منظور دفاع از خود پاسخ دروغ به آنها بدهد. کودکان از اینکه پدر و مادر از آنها سؤال و پرس وجو کنند، متنفرند به خصوص هنگامی که گمان می کنند والدینشان از قبل پاسخ ها را می دانند. کودکان از سؤالاتی که نقش دام را دارند بیزارند. سؤالاتی که وادارشان می کند دروغ بگویند و یا حقیقت را بر زبان بیاورند و خجالت بکشند. در این صورت کودک می آموزد «پدر درک می کند. من می توانم مشکلاتم را به او بگویم».

 

● برخورد با دروغگویی

خط مشی ما در برابر دروغ گویی مشخص است؛ از یک طرف ما نباید بازپرس بازی در بیاوریم و کودک را سؤال پیچ کنیم و موضوع را بزرگ جلوه دهیم، از طرف دیگر باید حتما و بدون تردید، رک و پوست کنده با کودک حرف بزنیم.

 

ما نباید کودکانمان را تحریک کنیم تا برای دفاع از خود دروغ بگویند و نیز آگاهانه برای کودک فرصت ایجاد نکنیم که دروغ بگوید. وقتی کودک قطعا دروغ می گوید، واکنش ما نباید غیراخلاقی و دارای هیجان شدید بوده بلکه باید واقعی و دور از احساس باشد چرا که ما می خواهیم کودکمان بداند که نیازی ندارد به ما دروغ بگوید.

 

منبع:روزنامه کیهان

آموزش عذرخواهي به فرزندان

 

آموزش عذرخواهي به فرزندان

قصه گفتن براي تكامل مغز نوزاد لازم است

 

متخصصان روان شناسي ، قصه گفتن را براي تكامل مغز نوزادان و كودكان لازم مي دانند و مي‌گويند: با قصه‌گويي ، علاوه بر شناساندن صداي والدين ، صحبت كردن براي كودك راحت مي‌شود و كلمات را صحيح و كامل ادا مي‌كند

 

دكتر"نرگس كچوئي " روان شناس، در گفت و گو با ايرنا گفت: والدين براين باورند كه نوزاد هيچ چيز را متوجه نمي‌شود و لازم نيست با او حرف بزنند، اين در حالي كه مغز نوزاد آماده براي پذيرش و يادگيري است و دوست دارد صداي والدين خود را بشنود و با محيط آشنا شود

وي گفت : والدين حتما بايد نام اشيا ، غذا،اسباب‌بازي و يا هرچيز ديگري را كه به نوزاد مي‌دهند براي او بگويند و زماني كه كودك سعي مي‌كند به هر لفظي كلمه را ادا كند صحبت كردن او را قطع نكنند و اجازه دهند آن گونه كه راحت است آن را تلفظ كند

 

وي بااشاره به اينكه نوزادان به صداي افراد مونث بهترين پاسخ را مي‌دهند ، افزود : مطالعات نشان داده است كه صحبت با زبان كودك ، باعث تاخير در تكامل گفتار نمي‌شود ، اما والدين بايد سعي كنند در صحبت با كودك تركيبي از لغات بزرگسالان را با صداي بچه گانه مورد استفاده قرار دهند

 

كچوئي گفت : در واقع با اين عمل بسترسازي مناسبي را براي كودك در اداي صحيح كلمات فراهم كرده‌ايم

دكتر "محمود رسالتي" روان شناس نيز با اشاره به اينكه از چهار ماهگي به بعد، پنج حس نوزاد از تعامل و واكنش بيشتري برخوردار مي‌شود، گفت :بينايي كودكان بعد ازچهارماهگي در حال افزايش است به طوري كه توانايي پي‌گيري اجسام متحرك را از خود نشان مي‌دهد

 

وي افزود : والدين بايد بعد از چند ماه فضاي اتاق كودك را تغيير دهند و او را با ديگر فضاهاي بيرون از خانه و ديگر افراد خانواه آشنا كنند

وي اضافه كرد: كودكان علاقه‌مند به ديدن عكسهايي با رنگهاي شاد و پيچيده مي باشند بنابر اين بايد براي آنها كتابهاي داستاني تهيه شود كه رنگي وبا تصويرهاي بزرگ باشد زيرا اين عمل باعث افزايش آشنايي و عكس العمل كودك مي‌شود

 

رسالتي با اشاره به اينكه حس شنوايي كودك نسبت به تكلم او حساس‌تر است، گفت:كودك دوست دارد صداهاي مختلف را بشنود و در مقابل آنها بسته به علاقه عكس العمل نشان مي‌دهد به طوري كه حتي آنها را تقليد مي‌كند و منتظر تشويق والدين مي‌ماند

رسالتي گفت: والدين بايد حس چشايي فرزندان خود را تحريك كنند و بشناسند زيرا برخي از كودكان نسبت به يك سري از غذاها و طعم‌ها آلرژي دارند كه اين خود باعث بيماري و بيقراري كودكان مي‌شود

 

وي افزود : درباره حس لامسه كودكان بايد اجازه داد آنها همه چيز را در خصوص زبري ، نرمي ، گرماو سرما احساس كنند تا بتوانند در مقابل آنها عكس العمل نشان بدهند

وي اضافه كرد : اولين پله براي بيدار و فعال كردن اين حس در نوزادان نوازش و در آغوش گرفتن آنها است زيرا با اين عمل به او اين احساس منتقل مي شود كه او را دوست دارند و جايش امن است

 

قصه و تأثير آن در تربيت كودكان

در كشور ما به رغم وجود گنجينه هاي علم و معرفت و داستآنها و افسانه هاي زيبا و آموزنده، اوليا و مربيان بيشترين وقت خود را به مسائل آموزشي كودكان اختصاص مي دهند و دانش آموزان نيز در خانه و مدرسه بيشتر اوقات خود را صرف يادگيري هاي غير فعال كرده، از سختي و خشكي دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج مي برند. بدين ترتيب اغلب اوليا و مربيان از هدف اصلي تعليم و تربيت كه پرورش انسان هاي خلاق، مبتكر و كارآمد است، باز مي مانند.

هدف از ذكر اين مطالب آشنايي شما با روش هاي قصه خواني و قصه گويي براي كودكان دبستاني است كه نقش بسزايي در رشد و شكوفايي خلاقيت در كودكان دارد.

ادبيات كودكان چيست؟

ادبيات كودكان شامل قصه، شعر، نمايش، افسانه و داستان است. ادبيات كودكان عبارت است از تلاشي هنرمندانه در قالب كلام، براي هدايت كودك به سوي رشد، با زبان و شيوه اي مناسب و در خور فهم او. به بياني ديگر، ادبيات عبارت است از چگونگي تعبير و بيان احساسات، عواطف و افكار به وسيله ي كلمات در اشكال و صورت هاي گوناگون.

ادبيات، كودك را در همه ي اوقات زندگي پرورش مي دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخيل و قوت تصور او مي شود و نيز نيروي ابتكار و ابداع به او مي بخشد. داستآنها و اشعاري كه كودكان مي خوانند و مي شنوند اثري عميق در فكر و روحيه ي آنان مي گذارد و ايشان را براي رويارويي با مسائل رشد و معاشرت با ديگران آماده مي سازد و نيز در درك و فهم مشكلات زندگي آنان را ياري مي كند.

ادبيات كودك، به ويژه در زمينه هاي زبان آموزي و آموختن كلمات تازه به كودكان، نقش قاطعي دارد.

هدف هاي برنامه ي ادبيات كودكان در آموزش و پرورش دوره ي ابتدايي عبارت اند از:

1-    كمك به پرورش قدرت بيان و عواطف و افكار كودكان.

2-    تقويت و پرورش نيروي تخيل در كودكان.

3-    تحريك قوه ي ابتكار و ابداع در كودكان.

4-    ايجاد عشق و علاقه به ادبيات در كودكان.

در تعريف ادبيات كودكان مي توان گفت: مجموعه ي نوشته ها، سروده ها و گفتارهايي است كه از طرف بزرگسالان جامعه براي استفاده ي خردسالان فراهم مي آيد، يا خردسالان خود خالق آن هستند.

5-    رشد اعتماد به نفس كودك و علاقه مند ساختن او به آزادي و عدالت اجتماعي.

6-  برآورده كردن نيازهاي عاطفي كودك و آماده ساختن او براي دريافت پيام هاي اخلاقي و انساني و شهروندي خوب بودن.

 تأثير قصه در كودكان

داستان و قصه نقش بسيار مهمي در تكوين شخصيت كودك دارد. از طريق قصه ها و داستان هاي خوب، كودك به بسياري از ارزش هاي اخلاقي پي مي برد. پايداري، شجاعت، نوع دوستي، اميدواري، آزادگي، جوانمردي، طرفداري از حق و حقيقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هايي هستند كه هسته ي مركزي بسياري از قصه ها و داستآنها را تشكيل مي دهند.

پرورش حس زيبايي شناسي در كودك، متوجه ساختن كودك به دنيايي كه اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفيد در كودك، تشويق حس استقلال طلبي و خلاقيت كودك هدف هاي اصلي طرح قصه هاي خوب براي كودكان است.

انتخاب قصه هاي مناسب

مسئله ي انتخاب كردن قصه، با توجه به انبوه موادي كه در اختيار قصه گوست، به ويژه براي قصه گوهاي تازه كار و مبتدي، مشكلي اساسي است. حتي بهترين و برجسته ترين قصه گوهاي حرفه اي هم قادر به گفتن هر داستاني نيستند. قصه گو، قهرمانان خود را از قصه هايي مي سازد كه با شخصيت خاص و سبك او متناسب باشند. قصه گوي تازه كار، ابتدا بايد سعي كند كه ويژگي هاي شخصيت و سبك گويش خود را ارزيابي كند. سپس از خودش بپرسد: چه نوع داستان هايي را مي توانم مؤثر و خوب بيان كنم؟ چگونه مي توانم شخصيت خود را با قصه هماهنگ كنم تا هر دو بتوانيم با شنونده ارتباط برقرار كنيم؟

پس از آن كه قصه گو كار انتخاب كردن را تمام كرد، وارد مرحله ي آماده كردن داستان براي گفتن مي شود كه از مهم ترين گام هايي است كه در جهت به كار گرفتن فن قصه گويي برداشته مي شود. قصه گو بايد به خاطر داشته باشد كه كار او از بر كردن يا از رو خواندن نيست، بلكه كار او قصه گفتن است كه مانند تجربه اي يگانه باقي مي ماند.

از بر كردن قصه اغلب نخستين مانعي است كه راه سير طبيعي و خودانگيخته ي يك قصه گويي موفق را سد مي كند. قاعده ي درست اين است كه هرگز نبايد داستاني را براي «گفتن» به خاطر سپرد، بلكه با توجه به ساختمان قصه، به خاطر سپردن طرح آن كافي است.

انتخاب و آماده كردن داستان، نخستين گام ها در راه پيشبرد هنر قصه گويي است و هنر قصه گويي بر آنها استوار مي شود. قصه گوهاي مبتدي و تازه كار به زودي متوجه مي شوند زماني را كه براي رسيدن به اين مرحله از رشد سپري كرده اند، سرمايه گذاري مفيدي بوده است.

آماده كردن ذهن و بيان ، در ارائه ي موفقيت آميز يك قصه مهم ترين مُتغيّر به شمار مي آيد. بدون اين انتخاب و آماده كردن بسيار دقيق، قصه گو نبايد انتظار به دست آوردن يك تجربه ي موفق را داشته باشد.

      کتک با کمربند فریاد  

          

   امروزه والدین برای تنبیه فرزندان خودکمتر متوسل به تنبیه بدنی می شوند

 

    و به جای بلند کردن دست صدای خود را بالا می برند و فریاد می کشند .

 

   غافل از این که بعضی از کلماتی که به کار می برند ،از تنبیه بدنی آسیب

 

   زاتر است. در واقع ،فریاد جای کمربند را می گیرد و هر تعداد و نوع کلمات

 

   به کار برده شده در هنگام عصبانیت بیشتر باشد شدت صدمات روحی

 

   ایجاد شده در کودک بیشتر و متأسفانه عوارض این صدمات ، طولانی

 

   مدت تر خواهد بود .

 

   وقتی والدین مجبور می شوند مسئله ای را برای چندمین بار به کودک

 

   تذکر دهند .چنان فریاد می کشند که تمام خانه به لرزه در می آید .

 

   البته خیلی سخت است که برای بیستمین بار به کودک بگویید« وسایل

 

   نقاشی ات را از وسط اتاق جمع کن »

 

  چرا به خودتان اجازه می دهید برسر کودکتان فریاد بزنید.این فریاد هم به

 

  اندازه فریاد زدن در محل کار و محیط اجتماع زشت است!چرا فکر می کنید

 

  فریاد زدن در خانه کاری قابل قبول است ؟

 

  به یاد داشته باشید فریاد زدن برای تصحیح رفتار کودک، روش مناسبی

 

  نیست.شاید برای مدتی کوتاه شما را به هدفتان برساند.اما اثرات منفی

 

   بلند مدت آن قابل جبران نخواهد بود . به نظر شما چه باید کرد ؟

 

    1-اگر می خواهید به کودک آموزش دهید که چگونه لباسش را بپوشد ،

 

   لازم نیست به او بگویید که«چقدر بی دست و پایی»وقتی با این کلمات

 

   به شخصیت کودک حمله کنید .اعتماد به نفس او را از بین می رود و اینجا

 

  ست که تخریب شخصیتش آغاز می شود . کافی است به او مدتی زمان

 

  بدهید و از او بخواهید حاضر شود و اتاق را ترک کنید .

 

 2- وقتی کودک یک ساله،اشیاء را در دهان خود می گذارد. نباید بر سر او     

 

  فریاد زد . او در حال شناخت محیط است و کافی است دورادور مراقب او

 

  باشید تا خطری او را تهدید نکند .

 

  3-اگر فرزند نوجوان شما تمایل ندارد تعطیلات آخر هفته را با شما باشد.

 

  اورا درک کنید . او به دنبال رسیدن به استقلال است .بهتر است به جای

 

   دادو فریاد . مراحل رشد فرزندانتان را درک کنید و شیوه صحیح زندگی را

 

   به آن ها بیاموزید . آموزشی همراه با احترام و تکریم .نه توهین وتضعیف

 

  و به یاد داشته باشید،با فرزندانتان به گونه ای رفتار کنید که دوست دارید

 

  با شما همان طور رفتار شود .

روانشناسی

 

علل خشونت و پرخاشگری کودکان

برای دیدن لینک ها id=kadbanooo و password=654321 را وارد کنید.