« لوکه » روانشناس معروف مي‌گويد کودک در نقاشي‌اي که مي‌کشد چندان پايبند شکل نيست و نقاشي را براي نقاشي نمي‌خواهد بلکه هدف او معرفي و شناساندن چيزي است که غايب است. 
با تفسير اين نظر مي‌توانيم نتيجه بگيريم که در نقاشي کودکان زيبايي زياد مطرح نيست بلکه آنچه که مهم است معنا و مفهوم است، براي کودک نقاشي او بهتر زبان سخن گفتن، گلايه کردن، فرياد زدن، خنديدن، و گريه کردن است. کودک با نقاشي به ما کنايه مي‌زند آگاهانه، مبهم و ناخودآگاه از اين رو دانشمندان بسيار برجسته در علم روانشناسي کودک، موضوع نقاشي را بستر مناسبي براي تحليل شخصيت مي‌دانند و نظريات جالب توجهي را ارايه کرده‌اند.  نقاشي همانند خواب و رؤيا به کودک فرصت مي‌دهد تا اطلاعاتي که از دنياي بيرون کسب کرده از هم جدا سازد و آنها را تنظيم کند. تمرين کپي و تقليد از مدل اشتباه است. نقاشي کودکان داراي معناست: حذف برخي از افراد خانواده، تأکيد بر روي بعضي از قسمت‌هاي بدن. به کار گيري رنگي خاص، بزرگ جلوه دادن برخي حوادث و ... .